مشکلات مدیریت
جنگل های شمال ایران، بسیار است! اما سال هاست در بحث های علمی و کارشناسی، چرای
دام، مشکلات دیگر را در سایه قرار داده است.
چرای دام در جنگل(به
گویش ولایت ما) دو شکل عمده دارد: بنه ای و کتول
بنه ای، یعنی
دامدارانی که از گذشته ها در داخل جنگل، اتراق گاه و نوعی تأسیسات(دام سرا) داشتند(براساس
سرشماری سال 1364 تعداد سی و سه هزار اتراق گاه در داخل جنگل شمارش شده است!).
کتول هم یعنی دام
های روستاییان و جنگل نشینانی که شغل اصلی شان دامداری نیست و در جنگل اتراق گاه
ندارند اما در جنگل چرا می کنند!
از چند دهه قبل
جنگلبانی ایران در فکر حل مشکل چرای دام بود، ابتدا(50 سال قبل) سیاست اصلاح وکنترل
چرای دام در جنگل مدنظر بود اما با موفقیت همراه نشد. از 30 سال قبل، خروج دام از
جنگل در دستور کار قرار گرفت. در این سه دهه جنگلبانی ایران به هر دری زد تا
دامداران بنه ای را از جنگل خارج کند. از یک طرف باید طرفداران این شیوه کار و
زندگی مانند بعضی مقامات، بعضی دانشگاهیان وبه ویژه مسئولان و کارشناسان امور دام
وزارت کشاورزی را مجاب به ضرورت اجرای طرح می کرد و از طرف دیگر باید رضایت
دامداران جنگل نشین را جلب می کرد.
در این آزمون و
خطای چند دهه ای، راه کارهای زیادی به کار بسته شد: ایجاد شهرک های مدرن دامداری،
تبدیل دام های بومی به دام سنگین، تحویل زمین و تشویق زراعت به جای دامداری،
پرداخت وجه نقد، ایجاد اشتغال و...
خلاصه به هر
تدبیری بود در بعضی از جنگل ها مشکل دامداری بنه ای حل شد، اما متأسفانه دیری
نگذشت که دام های کتول جایگزین شد! حتی گاه، دامداران بنه ای که با دریافت مابه
ازا از جنگل خارج شده اند، در حاشیه جنگل اتراق می کنند و دام هایشان را به جنگل
می فرستند!
حتما" می
پرسید: پس جنگلبان ها و قرقبان ها چه می کنند؟
اگر جنگل طرح
دارد، عوامل مجری طرح کجاهستند؟
نیروی انتظامی؟
پاسگاه؟ دادگاه؟ قانون؟...
روزی که آقای
اتر(استاد خارجی دانشکده منابع طبیعی) گفت: حل مشکل چرای دام در جنگل های شمال
ایران پنجاه سال طول می کشد، خیلی ها باور نمی کردند! امروز به نظر می رسد برآورد
استاد خوش بینانه بوده است!
و بالاخره ای کاش
مشکل دام زودتر حل شود تا کاستی های دیگر جلوه گر تر شود.